تبليغاتX
* خاطره نبشته های یه دختر ..***

* خاطره نبشته های یه دختر ..***

از شور تا شعور!!!

يک باب ميان دل و دلداده که برجاست عشق است  ابوالفضل ......

  که دلداده زهرا ست ابوالفضل...................

                   

ان الحسین مصباح الهدی و   سفینة النجاة

 

  ä سلام دوستای گلم ...خوب بودین بهتر شدین؟؟؟...عزاداریتون قبول درگاه حق و امام حسین باشه ایشالا!......

امروز میخوام برم رو منبر.....اوهوم   (سرفه بودا!)......خوب جوونای گلم خوب به حرفام گوش کنین ...حقیقت محرم و شعور حسینی بحث امروزه ماست!!!!

ایها الناس که میان عاشورا به سر و سینه میزنین  ...ای بشرهای وبلاگ خون در نرین همه حرفامو بخونین 4 کلمه من میگم 6 تا شما بگین یه چی یاد بگیریم نرین اینقد عکس جمع نکنین یه هو ویندوزتون میپره همه بر باد میره این چیزا رو تو سرتون بسپرین که مادام بمونه باستون!..........

 

آدمي كه اين بختشه

بذار بگه كه وقتشه

يه دلبري دارم عجيب

اين دل من پا بستشه

گويا دل خسته من 

هواي نينوا داره

كبوتر سينه من

هواي كربلا داره

شب همه شب عاشقونه

هي مي خونم حسين حسين

يادم نميره تا ابد

شباي بين الحرمين

يادش بخير چه حالي بود

مي سوختم از عمق وجود

مستي بود و عشق و جنون

با ناله و اشك و سجود

 

هل ناصر من ینصرنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زیباترین حرف امام حسین که هیچ پیامبری هیچ امامی این حرف رو نزد!!!! ...این  جمله حاوی پیام خیلی مهمیه که خیلی ها خواستن جنبه درماندگی رو برسونن و حقیقت رو پشت ِ 2 کلوم حرف مخفی کنن..! عمق مسئله خیلی زیاده...جنبه عاطفی عاشورا هر انسان و تنابنده ایی رو به حزن و اندوه و گریه میاندازه و حتی اون کافر و مسیحی  هم گریه میکنه باس اینجور درد و مصیبت که یکباره به آدم وارد بشه.....! اما پیام حسین و یارانش هنوز که هنوزه غریب مونده و کلمه ها نتونستن مرزهای پیام رو بشکونن و قیام رو اونجور که شایسته هست جلوه بدن........اساساً ما یزید رو به خاطر رذایل اخلاقیش و اینکه پدربزرگش ابوسفیان بوده و پدرش معاویه بوده اونا ظالم بودن و اینم بد بوده بد میدونیم.....(این یک طرف ِ سکه ) امّا ....امّا قضیه ساده تر از این چیزاست....یزید پلید بود حرفی نیست .... اما اون پلیدی و جهل رو در جامعه اون زمونه گسترده  کرده و جهل ذلت میاره ... اینجاست که امام میگه هیهات من الذلت!!!!!!!!!!....ذلت در راه خدا نیست...راه خدا شرف و عزت ِ ...... انرژی هسته ایی هم باس همین خاطر  ِ که داره از ما سلب میشه و دنیای پست متمدن و مدرنیته میخواد ما رو به ذلت و خفت بکشونه و مردم ما هوشیارانه روز 22 بهمن گفتن هیهات من الذلة  و نشون دادن عاشورا الگو بوده امام حسین رهبر قیام اونا علیه ظلم و ذلّت ِ !!!.....خفقان و جهل در جامعه اون زمانه بیداد میکرده و امام با یاران کم ش بلند شد تا جامعه های بعدش دچار آفت ِ خفقان نشه!! تا که جهل ریشه های اراده رو سُست نکنه و استبداد نتونه حاکم بشه...برا همین بوده که قبل از انقلاب  عزاداری های امام حسین  (ع) در محیط بسته و زیر نظر حاکم مستبد انجام میگرفته.... اونا تاریخ رو بهتر از من و تو میدونستن ...نذاشتن که سند صحیح عاشورا اجرا بشه و سعی کردن خرافات رو بچسبن و بدعت رو در عاشورا وارد کنن چرا که قیام امام حسین  پیام عزت و شرف داشت و اسلام اصیل رو عرضه میکرد...چرا که اونا  منافع عظیمشون رو از دست میدادن... ... تک تک عاشورا آفرینان شور آفرین و شعور آفرین بودن و هستن  حتی اون بچه بیگناه 6 ماهه میخواد این پیام رو برسونه که حامی امام زمانش هست!!! و هزار بار تأسف به من ( نه ما!) که امام زمانم رو نشناختیم و کمند گناههای من هایل ضخیم بین منو ایشون شده...هزار بار لعنت به من که بار گناههای من ایشون  تحمل غیبت وا داشته !.... امیدوارم که هر چه زودتر بیاد و اسلام رو چنان که باید به ما نشون بده! .... آمــــیــــــــــن

            

 

تو رو خدا دیگه منو خلع منبر نکنین .....دیدین چه حرفای خوب خوب براتون میگم....پس دوسم داشته باشین بازم میگم ..( رو تو برم دختر!!!) وااای سیل لنگه کفشا رو نیگا!

 

 äاین امیرعلی هم آخر ی هر چی شیطونی شده!.....خدا به خاله ش رحم کنه!( بیچاره زینب)!...داشتم نماز میخوندم ایشون هم هی با سی دی رام ور رفت آخرش دستش گیر کرد اون وسط ... جیغ جیغ .... گریه که آی دستم آی دستم  مُردم ..... دستم خون اومد ...کمک کمک...(هیشکی خونه نبود)...سریع نماز و تموم کردم ...مُردم از خنده چیز مهمی نبود ....از اینکه هی میگف خون اومد خون اومد خندم میگیره!..خیلی شیطون شده..ای بعضی ها همش تقصیر تو ی همه رو تو  دستور میدی!!!!!!!!

راسسی خونمون روضه هم خیلی باحال بود و نمیگم خسته شدم من نوکری امام حسین رو کردم!!! و این افتخاره……..ایشالا بابا مامانم همیشه سالم باشن و ما سالها این رسم و آئین رو انجام بدیم! …دیگه دانشگاه هم داره خودشو به من مینمایونه!  دیگه چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟ بسه بهتره برم!...خوب دوستای گلم خیلی خیلی خوشحال شدم که باهاتون حرفیدم!...در پناه خدای مهربون شاد باشین….

zainab

          

4 کلوم حرفه حساب :  

                              êê   

 

ìاضطرار و بي قرار روح

ناشي از دوري است ...

دوري از خدا !

و هيچ راه حقيقي براي ارضاي

آن جز رسيدن به قرب خدا

وجود ندارد

باقي راهها هرچه هست

سرابي بدان موهوم و دروغين ...

( ×شهيد آويني ×)

 

ìمن مرگ را جز سعادت نمي‌بينم

و زندگي با ستمگران را جز

ننگ نمي‌دانم

 

امام حسين (ع)

 

ì:: جاذبه خاك به ماندن مي‌خواند و آن عهد باطني، به رفتن.  عقل به ماندن مي‌خواند و عشق به رفتن ... و اين هر دو را خداوند آفريده است، تا وجود انسان، در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معنا شود.... :::

 

ìزندگي را در مسيري بايد انداخت که آرام و بي دردسر باشد.فرمان اين کاروان به دست تو گذاشته شده است پس بايد در نحوه هدايت آن بسيار دقت و مهارت داشت و حال همه را در نظر گرفت.

 

ìتا خدا بنده نوازست به خلقش چه نياز

مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم.

+ نوشته شده در  جمعه 28 بهمن1384ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط زینب  | 

درس های زندگی!!!

هوا بس ناجوانمرﺩانه سرد است ...... يه برف هم نمياد دلمون خوش بشه اين همه سوز و باس خاطر برف بازي تحمل كنيم!....

عليك سلام..... خوبم !!!خوبين؟؟؟   از همه دوستاي مهربوني كه هي شرمندمون ميكنن هي سرمون رو ميزنن!به وبلاﮕم ميان خيلي ممنونم! اي ول! دمشون تو اين هواي يخي! ﮔرم!

منم مثه وزارت امورخارجه ....تأئید میکنم ...... تکذیب میکنم!!...تأئید میکنم که زنده م و تکذیب میکنم که زبونم لال مرده باشم.....حالا 2 روز نیومدیم آپ نکردیم این شایعه پراکنی ها چیه ؟؟(2 روزو داشه باش!)

....اه اه اه ....اه  اه  اه  ... من نميدونم چرا هر چي مشكل هس همين موقعه ها پيش مياد...!يادم نمياد يه  امتحانو بي حادثه داده باشم!..حالا گوش شيطون كر زياد عمق مشكل عميق نيس ايندفه!....جونم براتون بگه كه تلفن زنگ خورد منم رفتم گوشي بردارم نگو كه سرعتم يه كم زياد بود! بعدش يه لنگه جوراب پام بود يكي نبود!(قصه نيستا!) بعد رو سراميك  پام سر خورد پرت شدم رو زمين..(به طرز مفتضحانه)! اين دست راستم كبود شد! همينجوري تنم هي خوشش مياد بدرده!...

يكي كمتر :::::::

ما كه دست به دعا نشستيم كه اين شارون خدالعنتي شرش زودتر كم بشه و يه خونخوار از رو زمين كمتر بشه!..هيكل و داري؟ از بس خون خورده داره ميتركه!...شایدم دیگه سقط شده! (این اخبارها هم هی ضد و نقیضن!)....

 

شهاب و شيطان؟؟؟؟::::

اخبار راه به راه اعلام ميداره كه فلان شب آسمون شهرتون شهاب بارون ميشه!..(الكيه همش جدي نگيرين)

سوره صافات آيه هاي اوايل مي گه كه ::: اين شهاب ها باس چي هر فرشون مياد به باريدن به سرمون؟؟؟ خدا تو قرآن ميگه كه از بس شياطين ميخوان به آسمون بيان و حرفهاي بالايي ها ! رو بشنون و شياطين زياد شدن اين شهاب ها به عنوان تير به طرف زمين پرتاب ميشن كه شياطين نتونن به عالم بالا نفوذ كنن!!!

*** ما نزديكترين آسمان را به زيور انجم بياراستيم! . و به شهاب آن انجم از تسلط هر شيطان سركش گمراه محفوظ داشتيم!. تا شياطين هيچ از وحي و سخنان فرشتگان عالم بالا نشنوند  و از هر طرف به قهر رانده شوند!***

 

                                    شهاب های ضد شیطان!!(آنتی شیطان)

اگر از پايان گرفتن غمهايت/نا اميد شده اي/...به خاطر بياور که/زيباترين صبحي را که تا به حال/تجربه کرده اي/مديون صبرت در برابر سياه ترين شبي هستي/!که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد

 

و اما بعد..... شده که ...آره حتما شده ....یاد بگیریم از زندگی درس بگیریم (بابا  با تجربه) ...جدی میگم . من از اون دسته آدمایی بودم که هرچی این زندگی میزد تو سرم نمیدونستم که باید درس گرفت...اما خوب بزرگ شدم این چیزا رو  درک کردم!....فهمیدم باسه نمره گرفتن درس کیلو چنده ؟؟ پارتی ، تقلب ، و n  تا چیزه دیگه هس که به آدم کمک میکنه!......فهمیدم هر کی محبت کنه ساده!!!!!!!!!!!!!!! هرکی دلش بسوزه منظور بد داره!!!!هر کی میگه دوست داره قاتل آینده ت میشه!!! اگه یکی تو رو جایی رسوند  بعدا مزدشو چن برابر باید بدی!!!...هر چی سرت میاد حقته!!

بابا نزنین منو ....شوخی کردم....من اینطوری فک نمیکنم اما خوب اینطوری هستش! دسته منم نیس ...هی روزگار ....آره دیگه یکی تو لباس دوست باشه بعدش با تقلب و پارتی و این چیزا نمرش از تویی که میفهمی بیشتر بشه(اونم هیچی بلد نباشه و ظاهرشو حفظ کنه) خوب دردت میگیره...!

چن وق پیش یکی اومد خونمون که آقاهه نابینا بود یعنی اصلا نمی دید (مترادف بودا) همچین حسی بهم دست داد... اومده بود از بابا تشکر کنه برای اینکه بهش برا کارش کمک کرده بود......اون آقاهه با اون وضعش تحصیلات بالایی داشت و فکر میکنم معلم هم بود و برا اینکه اوقات فراغتش بیشتر کار کنه!!!!  بابا بهش کمک کرده بود (چن سال پیش) که جایی دیگه مشغول به کار شد ...اپراتور یه مرکز حساسی شده بود (بیمارستان) و به گفته بابا کارش از بقیه خیلی دقیق تر و بهتر بود...میدونین که متاسفانه جامعه ما اینطور آدما رو خیلی جدی نمیگیرن ... و توانایی ها شون رو باور ندارن..... اما روح این آقاهه سرشار از امید بود ..امیــــــــد ...... و مهربونی  ... مامان چایی و میوه برده بود براش هی تشکر میکرد ( ارتباط عمومیش خیلی بالا بود)  و تو هر جمله ش میگفت <<خدا بهتون سلامتی  بده>> و منم از شما چه پنهون بغض کرده بودم .....اینقد از خودم شرمنده شدم یه  وقتایی فکر میکردم چقد از خدا طلبکارم!!!  و یاد خیلی چیزا افتادم ...راسسی اون آقاهه  بعدا ازدواج کرد و الان هم یه دختر 3 ساله داره.....چقد بده آدم بچه شو و زنشو نبینه!.... و از زندگیش راضیه ...کاره خدا رو میبینین؟ ...تلاش این انسان تحسین برانگیزه....الان که فکر میکنم من باید درس های زیادی از اومدن اون آقاهه به خونمون گرفته باشم!! حتما اون پیک خدای مهربونم بوده ... خدا فرستاده بودتش که بیاد بهم چیزایی درس بده ....حالیم کنه که آره دنیا هست ....آدما هستن ....امید هست .... و هنوز خدا هست!!! بابای من 11 سال مدیر اونجا بود و بعدش الان یه جای دیگه س و اون آقاهه به سهم خودش یه کادو براا بابا خرید و ازش تشکر کرد...فهمیدم که مرام این آدم می رزه به 100 تا ....... هایی که دم از رفاقت میزنن! ... مگه نه؟؟؟؟ به بابا هم گفتم من اگه جای شما بودم الان حال اونا رو میگرفتم! بازم دستی داری تو کارا اما دسته خدای مهربون بالای همه دستهاست!( این آخرا رو یه طوری گفتم هیشکی نفهمه چی گفتم )...

خوب بوی محرم میاد و دلها همه حسینی شده!  ایشالا که بشه!

ما هم 9 ، 10 ، 11 محرم  خونمون روضه داریم خانوما اگه سلیقه تون میگیره تشریف بیارین!...( الکی نگفتما!!)...قربونت امام حسین که هر وقت صدات زدم اساسی بهم حال دادی و جوابمو دادی... دوستای خوبم سعی کنین تو این ماه زیارت عاشورا حتما بخونین که خیلی ثواب  داره و حتما حاجتتون روا میشه ... منم دعا کنین !

 

قربون مرامتون در پناه خدای مهربون...

یا حق........           

zainab

 

4 کلوم حرفه حساب!!

                            êêê

 

 

 

ì بخشش آن نيست که چيزي به من بدهي که من از تو بيشتر به آن نياز دارم، بلکه آن است که چيزي را به من ببخشي که خودت بيشتر از من به آن احتياج داري.

 

ì مذهب تلاش انساني است.به (هست الوده )تا خود را پاک سازد و از خاک به خدا باز گردد ؛طبيعت و حيات را که دنيا ميبيند قداست بخشدو (اخري ) کند.......((دکتر شهيد شريعتي)

 

 

ìدلواپسي مي تواند تمام شب ما را بيدار نگه دارد، ولي ايمان، متکاي خوبيست

 

 

   در خلوتي زپيرم كافزوده باد نورش...........خوش نكته اي شنيدم در وجد و در سرورشì

 

گفتا حضور دلبر مفتاح مشكلات است...........خرم دلي كه باشد پيوسته در حضورش

 

ìعشق ، پلنگي ست که در رگ هايم مي دود. پلنگي که مي خواهد تا خدا خيز بردارد.

من اين پلنگ را قلاده نمي بندم و رامش نمي کنم. حتي اگر قفس تنم را بشکند.

خدا ماه است و اين پلنگ مي خواهد تا ماه بپرد.حکايت پلنگ و ماه عجب ناممکن است. اما هر چه ناممکن تر است، زيباتر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1384ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط زینب  |