آزادی بیان..؟؟.شجاعت بیان؟؟
« یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه »
سلام برو بچز.....خوب بودین بهتر شدین؟؟...غمگین نبینمتون قناری های خوشگله من!
دوستای بامرامه من!
از دیر آپیدن من گله نکنین که از زمونه و مشکلاتش(حالا خوبه هیشکی گله نکرد)...مثلاً گفتم!!خود تحویلیه دیگه!
مُدِ الان!!!بریم سر وقت تفکرات و تعقلات و مطالبات و نبشته هات و....
وقتي شهداي استشهاديِ به درک واصل کردنِ سلمان رشدي ملعونو پنهان مي کنيم.. وقتي از رهبر مظلوممون کاريکاتور مي کشن ، همه ملل مسلمون و شيعه تظاهرات مي کنن الا ما
... وقتي به قرانمون توهين مي کنن همه تو خيابونا مي ريزن ، اينجا بعد از ده روز در همين حد خبر مي پيچه که توهين شد ... نمي گن چه توهيني که ما اقلا بدونيم اگه بميريمم کمه :
... حالا ديگه غيرت بي رگ ما رو سنجيدن
... نوبت دوباره به رسول الله رسيد... دوازده تا کاريکاتور کشيدن دانمارک حتي حاضر به عذر خواهي نشده
... به عنوان آزادي بيان ... بعد از اين قضيه رتبه اول آزادي بيان روزنامه نگاران بدون مرزو آورده
.. اينجا هنوز هيچ خبري نيست ... هيچي ... کاش بميريم از درد اين بي غيرتي ... کاش بميريم.
...
äبله اين پیش مقدمه ای بود باسه پست ایندفعه وبلاگم!...آزادی بیان! البته به قول امروزی ها و اونایی که میخوان داد مظلومیتشون رو به گوش جهان برسونن!.برا بعضی ها حتی از نون شب هم واجب تر شده..
..عارضم به حضورتون که...این پست وبلاگ و تحت جوگرفتگی که چن هفته هس بر من حاکمه نبشتم! باشد من نیز قدمی برداشته بوده باشم(بی خیال فعل و فاعلهای من بشین)
نمی دونم شاید برا چن لحظه هم شده منم تأمّل کردم (باسم خوبه!)..قصد هم ندارم اینجا سیاسی بازی در بیارم و کسی ، گروهی رو کاملاً رد کنم!
فقط نظرم رو میدم فکر خودمو میگم همین و بس!.نمیدونم شاید احساسم اشتباه ست ...امّا....آقا مُردم از بس بخوام شریعتم رو دینم رو باس خاطر خوشامد درآمد بعضی ها! ندید بگیرم و اظهار نکنم!(یعنی کمرنگ جلوه بدم).
..حس میکنم یه جوری دینم شریعتم مظلوم شده و جاهایی که به نفعمه داد دینداری بزنم و جایی که نیس جیم شم و همرنگ جماعت بشم!....طرف میگه من نمازم رو اینطوری (یه خط در میون) میخونم اما جایی تو قرآن ندیدم که بگن حجاب بکن!
من نتونم به طرف بگم دوسته من دین نو مبارک!!!!
به چه دردی میخورم..خدا و دینش(اسلام) و باس شبهای احیا و خواسته های بیمقدار صدا زدن بی انصافیه محضه!!!
آهــــــــــــــــــــــــــای ای جـــــــمـــاعـــــتـــــــی که مـــیــــــــاین وبلاگم رو میخونین !..من یه دخــــــتــــــر مـــــســــــلــــــمـــانــــــم!!!...آدم گاهی یه جوری میشه .....شهید ادواردو آنیلی رو میشناسین؟؟؟؟یه ایتالیایی که ...بهتره بقیه شو از اون سایتی که دیدم براتون ینبیسم!....
äادواردو آنيلي شهيد اسلام
......ادواردو آنيلي (پسر سناتور آنيلي) يك مسلمان بود و به دست صهيونيستها به قتل رسيد. ادواردو در 20 سالگي وقتي در نيويورك دانشجوي 20 ساله بود بر اثر خواندن قرآن مسلمان شد. و بعد از 5 سال يعني بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران شيعه شد و با حضرت امام خميني نيز ديدار داشت.
چرا صهيونيستها بايد او را بكشند؟
اول به خاطر اينكه او مسلمان بود. دوم به خاطر اينكه با مرگ ادواردو ثروت براي خواهرش كه 4 فرزند از يك يهودي (شوهر اول خواهرش) داشت مي رسيد و از طريق خواهرش ثروت و مديريت به دست فرزندان خواهر ادواردو يعني جان الكان و برادران يهوديش مي افتد.در ايتاليا يك كودتاي بزرگ اتفاق افتاد و ثروت آنيلي و مديريت شركت از دست مسيحي ها خارج و به دست يهودي ها افتاد و هيچكس هم متوجه آن نشد. آنیلی در زندگیش بارها و بارها فشارهای روحی _زندان_و فقر آری فقر و آن هم در خانوادهای ثروتمند؟
همه اینها برای خدا برای دینش برای اینکه اسلام را خوب درک کرده است.آری ولی ما چه !!!![]()

آره داداش خیلی ها با چنگ و دندون دینشون رو حفظ میکنن و ما اینجا مفتضحانه خجالت میکشیم نماز بخونیم روزه بگیریم حجابمون رو رعایت کنیم
..چرا؟ چون میگن اُملی!!!....اون وقت یکی تو بلاد کفر میاد شجاعانه با افتخار میگه مسلمونه!
..اونم بچه یه پولداری که مثه اینجایی ها نیومد نگف من باکلاسم! پولدارم ، معروفم ، این اُمّل بازی ها چیه!
نه عزیز اون شجاع تر از من و تو آزاد تر از من و تو جونش رو سر این راه گذاش!..حالا اینجا خیلی ها سوسول بازی در میارن و تا یه کم پول و پله میبینن کلاسشون با مشروب خوردن و این پارتی اون پارتی رفتن و ادای ....رو در آوردن بالا میره!وقتی وجدان آدمها زیر پای هوس و تظاهر لگد مال میشه هیچکس جیکش در نمیاد تو کجای این دنیا واسادی
؟؟!تا بهت میگن کی هسی شجره نامه خانوادگی رقم میزنی و تمام کلاس ها و تحصیلات و املاک و ....رو جهت کلاس! میریزی پیششون..که تو اینی؟؟؟همین
؟؟؟؟!!!!دریغ از اینکه شاید انسان نباشیم!!..به هر حال این قصه سر دراز دارد!!!....
äحالا از خودم بگم باستون...اوندفه که لکچر داشتم!!!..چه گذشت بهم..!صب شدیداً بارون میزد..منم وقتی رسیدم دم دانشگا گفتم فاصله در ورودی تا کلاس رو بدوام که خیس نشم!..همچینی درهای دانشگاه رو به رومون باز کردن!(تعجب)
!...بعد منم همینطوری دویدم نگو که دانشگاه رو آب گرفته بود..منم شالاپ شلوپ افتادم تو آب![]()
...تا زیر زانوم خیس شد...حالا مگه راه فرار بود مفتضحانه تو آب راه رفتم تا به خشکی رسیدم
!..هرکی وارد کلاس میشد اول به پاهاش نیگا میکردم
همه تا زیر زانو خیس شده بودن...از لکچر که بگم خیلی خوب دادم و همین دیگه خوب بود!...یه سوتی هم دادم !..استادمون داشت نصیحت میکرد بچه ها رو که آره درس بخونین سواد واقعی پیدا کنین(از اون استاد سختگیرهاس
)!...به بچه ها گف چرا همه از من میترسن؟ چن تا کلاس بچه ها باهاش حذف کردن!..از کلاس خودمون هم چن نفری حذف کردن...هی میگف من که قیافم مهربونه مگه ترس دارم؟(راسسی هم خوبه ، مهربونه فقط سختگیره
!)...که داش خودشو مثال میزد که مگه اون آدم بدجنسه ام منم همینطور اونجا واساده بودم
منتظر بودم لکچرمو شروع کنم!میخواس مثال آدم بد رو بزنه گفتش ....شاید من رابین هودم چی ام که میترسن از من!؟؟..منم یه هو گفتم ا ِِ اِ ..استاد رابین هود که آدم خوبه بو
د به همه کمک میکرد!در همین حین بروبچ همه زدن زیر خنده
.بعد استادمون گف دست شما درد نکه یعنی ما بدیم؟؟منم گفتم نه!!! گف باشه من هیتلر حالا خوبه؟؟![]()
2دیقه های طلایی!!
äراسسی خدا مخلصتم مرسی از اون
..از همون دیگه ..خودت خوب بهم نشون دادی ...اینقده شوکه شدم تو چقد خوبی و مهربون چقد از لطفت غافل بودم!
...جمعه ها میگذرند و من در تب و تاب آمدن ِ چشم به راه جاده انتظار آل یاسین رو فقط به عشق تو
و به عشقه اون حس قشنگه تو میخونم! .....اللهم عجّل لولیک الفرج
.......
برو بچه خوبه من مواظب خودتون باشین یه وق سرما نخورین
!..راسسی از همه اونایی که میان لطف میکنن نظر میدن ممنونم!..یه سری هم به وبلاگ زینب جونم(بچه مشهدیه)بزنینا!..وبلاگ مامان زیبا هم خیلی با حساس قشنگیه یه نیگا بنداین...فیض ببرین!.
.خیلی دوستون دارم...شاد باشین و پیروز...![]()
در پناه حق......
زینب![]()
4 کلوم حرفه حساب!!
êêê
ì امام علي (ع):
از اطمينان به خودت بپرهيز ! زيرا كه آن از بزرگ ترين دام هاي شيطان است .
ì پروردگارا
امروز خواسته اي از تو دارم
مي دانم مي شنوي
پاسخت را احساس مي كنم، در قلبم
اگر چه تو كلمه اي بر زبان نمي راني
نه خواهان ثروت و شهرت
كه خواهان گنجينه جاودان مهر تو هستم براي ابد
خواهان نزديكي تو هستم،
با آغاز هر روز خواهان سلامتي و بركت،
و دوستاني براي سهيم شدن راه زندگي ام
خواهان شادي و رضايت از هر پديده اي
كوچك و بزرگ!
وبيشتر از هر چيزي
خواهان توجه عاشقانه تو![]()
ì آموخته ام كه...
همه خواهان آنند كه در اوج قله زندگي كنند ، اما همه شاديها و پيشرفتها
زماني رخ مي دهند كه در حال صعود به سوي آن هستي .
..
ì انسانيت حد و مرزي نميشناسد ..قبل از آنکه داراي هويت زن و يا مرد بودن باشيم ...انسانيم ..و تکليف آدميت از جنسيت بالاتر است...همديگر را به اين نام بشناسيم مقام بالاتري داريم ....
..
ìخدا آدم و فرزندان آدم رو تو اين دنيا آورد که بعد اون اشتباه تو بهشت ادب بشندخب بعضي ها فهميدن چه اشتباهي کردن بعضي ها هم تازه طلبکار خدا شدند فرو رفتن تو هواي نفس دنيااما خوش بحال شهدا زود تر از همه ادب شدند فهميدن جاشون اين جا نيست زرق و برق الکي دنيا چشمشونا پر نکردعاشقونه رفتن طرف خدا... خدا هم بهشت رووو به اونها نداد فقط
خودش رو داد واقعا چه خوب بردي بود براي شهدا.
.........
ìگوهرخود را هويدا کن، کمال اين است وبس
خويش را درخويش پيداکن، کمال اين است وبس![]()

